خرید بک لینک
دنیا

خیلی تنگ نظره که بذاره با اسودگی به عشق برسی

و خیلی کوتاهه

که ارزش غصه های ناتمام گذشته و دلهره ی نرسیدن دستت به ارزوهای آتی رو داشته باشه

میشه

هر اون چیزی که قراره بشه

فقط زندگی کن...

برچسب: نویسنده: آدرین نیک‌فر تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 15:15

به کسی ندارم الفت ز جهانیان مگر تو اگرم توهم برانی سر بی کسی سلامت #سعدی پی نوشت باز من مانده ام و تو حضرت هزار و پانزده شب تلخند میزنم؛ موهایم را بباف...

برچسب: نویسنده: آدرین نیک‌فر تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 15:15

از اون روز سرد و رعب اور، که بوی رفتنش اومد، یکسال میگذره.امروز سالگرد دخیل بستن های طولانی و اعتکاف های بی قرارانه است... 24 ابان 95: روح در بدنم بود اما انگار نبود! غصه رو با تمام وجودم به حقیقی ترین و مشهودترین حالت ممکن لمس میکردم...اشک و بی خوابی به مثابه استامینوفن بی اثری بود برای درد صعب العلاجی که به جانم ریخته شده بود... چقدر تلخ بود خدایا...اینهارو گفتم که به ته اش برسم.: 24 ابان 96: یکسال گذشت و من نمردم ! و " هرانچه که مرا نکشت، قوی ترم ساخت..." ! به اندازه تمام غصه هایی که بار عشق و جدایی بهم تحمیل کرد، قدرت گرفتم و سر بلند کردم...شکر که الان سربلندم حال عجیبی دارم.نه حس غرور و تعصب برای سرپا بودن و موندن؛ یه حس عجیبی از شناخت جنس مخالفم عایدم شده که با تمام تفاوت هاشون تو این مورد خاص و مهم عین همن ! بگذریم...سخن بسیار است و زمان اندک؛ امیدوارم... ولی به چه ؟! نمیدونم ! به اینکه درست بشه ! ولی درست چیه ایا ؟! نمیدونم، شاید درست همین خوشیه که الان میتونم تنفسش کنم :) الهی شکر ^____^ پی نوشت: شبیه پاییزم.هرسال زردتر، نارنجی تر، شاید شکننده اما باشکوه تر... خوشحالم که استقلال دارم خدایا شکرت بابتش :***

برچسب: نویسنده: آدرین نیک‌فر تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 15:15

محرم و صفر امسال هم همین چند دقیقه پیش تموم شد و الهی شکر بابت روزایی از عمرمون که با نگاه تو سپری شد فال دیوان شمس میگیرمبا دلی خوش و حالی ارام : روی بنما به ما مکن مستور ای به هفت آسمان چو مه مشهور ما یکی جمع عاشقان یکی به هوس امدیم از سفر ز راهی دور ای که در عین جان خود داری صد هزاران بهشت و حور و قصور سر فرو کن ز بام و خوش بنگر جانب حمع عاشقی رنجور ساقی صوفیان شرابی ده کان نه از خم بود نه از انگور ز آن شرابی که بوی جوشش آمد مردگان را برون کشد از گور

برچسب: نویسنده: آدرین نیک‌فر تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 15:15

12-سرعت گذرندگی روزهای عمرم به مثابه برق یا باد یا هرچیز سریع السیر دیگه ای که میتونه باشه،شده و همینطوری داره میره ! چقدر زندگی عجیب و غریبه !! 13-یه معلم عربی داشتم، یادش بخیر، همیشه میگفت هیچ وقت از نحسی خرافه ها نترسید.برید تو دلش؛ 13 هم یکی از اوناست.... :)14-روتیشن دوم دو هفته ای میشه که شروع شده و بخش پر استرس اندو و هتل رادیو جاشونو با سرپا ایستادنای اطفال و ادا بازی های پروتز عوض کردن.ارتو هم که پای ثابت هر دو روتیشنه و خم کردن وایرهام همچنان نصفه ان :)) امروز بوردر مولد فک بالا رو زدم چیییی شد !! 15- کم کم مدیریت رابطه رو یاد گرفتم.یجاهایی شل، یجاهایی سفت، یه وقتایی قیافه، یه وقتایی هم عشق و خنده... "عجیب شده ایم"... !! شماره نوشت اخر با سعدی جان : 16-به دلارام بگو ای نفس باد سحر کار ما همچو سحر با نفسی افتادست....

برچسب: نویسنده: آدرین نیک‌فر تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 15:15

بعد از اینکه یه رابطه هایی تموم میشه، عشق و نفرت و هر حس اوج گرفته ی دیگه ای هم تواما به پایان خودش منتهی میشه.اون وقته که طیف رنگارنگ ادما به وضوح نشون داده میشن و تفاوت هاشون عیان میشن. حالا این وسط یه شانس های جدید هم بهت داده بشه و فرصت شناخت ادام های جدید در اختیارت قرار میگیره.خیلی خوشحالم از شناختت بودنت و همراهیت اقای رفیق، اقای همکار، اقای همدم... امیدوارم این رفاقت به جاهای قشنگ تر برسه :) پی نوشت از سر بیکاری امشب خواستم تا یک به یکبشمرم حاجات خود، دیدم نود درصد تویی... شعر از اقای دکتر همکلاسی عزیز : #اقای_دکتر_محمدجوادرسولی

برچسب: نویسنده: آدرین نیک‌فر تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 15:15

آذر یادش رفته که پاییز استنمی بارد فقط یخ می زند ! به گمانم کسی به طرز فجیعی تنهایش گذاشته... وگرنه این گونه ماتش نمی برد... !! #مریم_قهرمانلو پی نوشت 17.هشتمین کنگره پژوهشی سالیانه دانشجویی هم به پایان خودش رسید و تجربه قشنگی بود در کنار دوستان قدیم و جدید ;) 18.حس میکنم با همه اتفاقاتی که در حال افتادنه، چشمام بازه.خوشحالم.که ادمای اشتباهی جای ندارند تو زندگیم.خدایا مدیون توام همشو.عاشقتم 19.داریم به ایام ملکوتی امتحانا نزدیک میشیم.خدایاااا کمک !! خیلی نیازمندتم.درسا زیادن و سنگین ولی تو قرارا نیست تنهام بذاری! مطمئنم :***************** 20. هواشناسان هرروز،برای طلوعِ خورشید زمان تعیین می کنند،دیوانه اند دیگرنمیدانندخورشیدوقتی طُلوع می کندکه تو چشم باز می کنی ... #شیما_سهرابی

برچسب: نویسنده: آدرین نیک‌فر تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 15:15

داشتم فکر میکردم که چقدر ما ادم ها عجیب و ناشناخته ایم.این اتهام نه فقط به اغیار به شخص بنده هم وارد میشود.تمام و کمال حتی ! این بار قصه ی عجیب بودنمان را از منظر دوست داشتن و تعلق میخواهم تعریف کنم.راستش را بخواهی خیلی غصه دارد که وارد رابطه ای شوی، با هر فورمت و ابعاد و جنسی که دارد؛ و حتی طرف مقابل ات مهم نیست دختر باشد یا پسر.اندکی که پیش رفتی، کم کم میرسی به پله های دوست داشتن و محبت و وابستگی.پلکانی پیچ در پیچ و تیز، با سرامیک هایی شدیدا لیز و خطرناک اما الله اکبر از زیبایی وصف ناپذیر این مسیر... چه کسی میتواند جلوی وسوسه اش را بگیرد ؟ حتی اگر تجربه سقوط و زخم های فراوانی هم داشته باشی، دلت برای زیبایی ها و آرامش نسبی و ماجراجویی های راه پر میزند. با اندکی تردید ولی شوری بسیار، چند پله ی اول را با سرعت طی میکنی.آن هم چه طی کردنی ! با اعتماد به نفس و هیجانی فراوان. قول ویژه ای به خود دادی تا هرجا که خطر سقوط، لرزه ای بر جانت افکند، عزمت را جزم کنی و بدون نگاه به ادامه پلکان و فریب انتهای زیبای مسیر را خوردن؛ که سرابی بیش نیست؛ سر برگردانی و با پای خودت به نقطه ی صفر برگردی. در این میان و در تب و تاب این درگیری هایی که با خودت داری؛ وای بر حالت اگر که طرف مقابل این رابطه، تو را در مسیر پلکان ببیند !! همان لحظه ای که درصد اندکی به محبت و دوست داشتنت مشکوک شد، آن چنان قیافه و پر

برچسب: نویسنده: آدرین نیک‌فر تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 15:15

دلم رفت برای این چند خط مشیری : بعد از توتا همیشه شب ها و روزها بی ماه و مهر می گذرند از کنار ما اما ... پشت دریچه ها در عمق سینه ها خورشید قصه های تو همواره روشن است ... "فریدون مشیری" پی نوشت سعی میکنم حواسمو پرت کنم ولی گلوم پره از مزه ی دلتنگی... یه مدتی بود راحت میخوابیدم ولی حالا به قول علی ضیا :"الان دیگه سخت ترین کار صبح ها بیدار شدن نیست ، شب ها خوابیدنه ...!" به عنوان بخشی از زندگی بهش نگاه میکنم و سعی میکنم بگذرم ازش.سخته ولی من از پس سخت از ایناش هم بر اومدم.میدونم؛ اما هزاریم حرف بزنم قابل انکار نیست دلم تنگ ... ... ...

برچسب: نویسنده: آدرین نیک‌فر تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 15:15

بی عشق سر مکن

که دلت پیر میشود

#قیصر_امین_پور

برچسب: نویسنده: آدرین نیک‌فر تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 15:15

صفحه بندی